خرید بک لینک
یه خانومه انگلیسیه توی اتاق، ازم پرسید چرا عمان رو انتخاب کردی؟کلی توضیح دادم که نزدیکه و وقت گرفتن و سفارت فرعی و ایروان و فلان....بعد گفت خب چرا رفتی ایروان؟ دوباره سه ساعت توضیح که اون موقع میگفتن خوبه و ریجکتیهاش فلان و هزینهاش بهمان....گفت: خب اونقدری خوب که از کشور خودت بهتر؟گفتم: یعنی چی؟ از کشور خودم چی بهتر؟گفت: بهتر از سفارت در کشور خودت؟طرف نمیدونه آمریکا توی ایران سفارت نداره!!میگه: خب چرا وقتی کشوری در کشور شما حتی سفارت نداره، شما باید درخواست کنید که برید کشورش؟؟ ما هیچ.... ما نگاه.....

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 13:22

دیروز 1 مرداد 1403 باید می رفت عمان. دوباره مصاحبه که امیدوارم این دفعه با موفقیت کامل برگرده. صبح رفتیم فرودگاه و بعد از کارها قهوه گرفتیم و نشستیم که بخوریم. یک خانمی آمد و گفت می تواند پرسشنامه ای را برای یکی از شرکتهای سفری تکمیل کند؟ که بعدا کارتش را دیدیم که علی باباست.بنده خدا سوال می پرسید و ما هم شاد و خندان جواب می دادیم.شرکت علی بابا را می شناسید؟من: چرا شرکت علی بابا داریم ولی علی مامان نداریم؟یاشما می دانید که علی بابا کجا دفتر حضوری دارد؟اون: اممم، شاید ... اونجا....من: نه بابا وقتی می ریم بیرون این همش سرش تو گوشیه و اصلا نمی بینه. بهش اعتماد نکنید.یاشما چقدر خریدهایتان را آنلاین انجام می دهید؟ایشون: صد در صد حتی نونمن: یعنی اون نونا رو اونقدر گرون خریدی؟ من می دونستم با اسنپ گرفتی نمی خوردم...خلاصه که کلی مایه خنده و شادی شدیم و دینا (مصاحبه کننده) یه شروع عالی داشت.بعدا فهمیدیم که اولین روز کاریش و اولین پرسشنامه ای است که پر کرده و گفتیم که همه اینجوری نیستند و این را به فال نیک بگیر. + نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 19:9 توسط  | 

برچسب: نویسنده: الینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 13:22

صفحه بندی